ژوئن 18, 2008

امروز (30 خرداد) تولید یکی از دوستای خوبمه. اسمش رو نمیگم چون شاید دوست نداشته باشه کسی بدونه امروز تولدشه. اینم کیکیه که دستپخت یکی از بچه های فرندز فیده که من کش رفتم! تولدش مبارک باشه :)

[+] من اگه تولد کسی رو بدونم، محاله بهش تبریک نگم ;)

خب به ترتیب مینویسم:

1. رضا دخیل پور

2. حسین مالکی

3. علی معزی

4. آذین بهدادفر

5. مهسا ریختگر

6. مرجان ریختگر

7. فروغ حسین زاده

[+] هر کی دوست داشت این بازی رو ادامه اش بده. باید 7 نفری رو که دوست دارین سر به تنشون نباشه به ترتیب اولویت مشخص کنین!

ژوئن 17, 2008

- مامان شام چی داریم؟
- سوسک مرده.
- سس خردلم داری بزنیم ترکش؟ (اسمایلی اعتماد به نفس در حد مرگ!)

مساله وبلاگنویسی دخترها موضوع جدیدی نیست ولی به تازگی دوباره همون حس ضد فمنیستی بوجود اومده. موضوع اینه که یه عده از پسرای خوش قلب قصه ما (!) به دخترایی که میتونم بگم [ چرت و پرت ] مینویسن حسودیشون شده. از کامنت های چند ده تایی و آمار بالا که این فقط به خاطر اینه که دختر هستند، ضعیفه، یک موجود بی ارزش. پسرای قصه ما نگران نباشین، خدا گفته که من آدم رو آفریدم و برای رفع نیازهاش دختر ها رو بوجود اوردم… فکر کن… خدا دخترا رو آدم حساب نکرده!

شما هم عزیزان من به این موضوع توجه نکنین. سعی کنین توی وبلاگ های گروهی مشغول به کار بشین و همون جریان مافیایی از همه چی بهتره.

[+] یکم ناراحت بودم واسه همین پریدم به دخترا! شرمنده!

ژوئن 9, 2008

امتحانهای ما هم تموم شد و راحت شدیم نقطه چقدر خستم خدا نقطه چیزی برای نوشتن ندارم نقطه درحال ترک اعتیادم نقطه تا حد مرگ از دست دخترا ناراحتم نقطه میخوام سر به تن هیچکدومشون نباشه نقطه از ته قلبم اعتقاد دارم که همه ی دخترا پستن نقطه دختر خوب اونیه که مرده باشه نقطه

[+] پست تلگرافی نقطه!